در وجود من چند دختر زندگی می کنند ...دختربچه ای که سودای محبت و آغوش دارد ...دختری که از تولدش سی و پنج سال میگذرد...اما ..در وجود من پیرزنی هزار ساله زندگی میکند که هر لحظه آرزوی مرگ دارد...و دختر تنهایی که دکتر به او گفت جسمت چهل ساله است ...و دختری که هرگز زندگی نکرده است...من دختری سی و پنج ساله که در سر رویاهای فراوانی دارم ...اما ای کاش شبی بخوابم و هرگز بیدار نشوم... و در رویاهایم غرق شوم...شقایق نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۲ساعت
17:41 توسط شقایق| |
برچسب:
نویسنده: رها شمس
تاريخ: چهارشنبه
11 مرداد
1402 ساعت: 13:14